X
تبلیغات
دختران نور و معرفت

دختران نور و معرفت

اللهم عجل لویک الفرج

عرفه گذشت

عرفه گذشت من هم کربلا نرفتم 

 انشاا... قسمت همه بشه

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 3:30 قبل از ظهر  توسط فاطمه  | 

                          

            

خشکسالی شده ای بارش باران برگرد

جانشین خلف پیر جماران برگرد

نفست حافظ این شهر گناه الود است

نازنین رهبر ما زود به تهران برگرد


خوش بازگشتی ! کز حضورت با وجودیم

ما اهل تهران سخت دلتنگ تو بودیم

دیروز قذافی تلف شد تا بدانی

در مقدمت سرهنگ قربانی نمودیم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط فاطمه  | 

ای کاش

ای کاش میتوانستم حرفهایم را در گوش نسیم زمزمه کنم تا به تو برساند یا ستاره ای شوم در اسمان خیالت تا تو را هر شب نظاره کنم . ای کاش میشد فاصله ها را در چشم بر هم زدنی پیمود و غصه ها را به دست فراموشی سپرد ای کاش
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط فاطمه  | 

عادت به تنهایی

چند وقتییه از زندگی لذت نمی برم . ای کاش من هم کرج زندگی میکردم . معنی لذت بردن از زندگی رو فقط وقتی پیش دخترای نورو معرفت  هستم  حس میکنم  . ای کاش من هم جزئی از اونها بودم  خدایا یعنی میشه یه روز من هم یکی از اونها باشم .

امروز دلم خیلی برای بچه های هییت محبین رضا تنگ شده  به قول یه نفر توی این خراب شده  که هستم  واقعا احساس تنهایی می کنم  . هیچ وقت یادم نمیره اون سفری رو که با هییت محبین رضا رفتیم  مشهد . دلم خیلی برای اون روزها تنگ شده  حالا هم که یه سفر کربلا پیش اومده بود که می خواستم  با اونها برم  هر کاری کردم بابام راضی  نشد . میگه می ترسم بری بلایی سرت بیاد اون وقت من هیچ وقت خودمو نمی بخشم که گذاشتم بری . هنوز نمی دونم دعوت شدم یا نه  . سه ماه پیش که چمدونم رو بستم   که برم مشهد تا نیمه راه هم رفتم  اما چون دعوت  نشده بودم  نشد  که برم . ولی به دلم افتاده عرفه امسال  کربلا هستم  دعا کنید 

دیروز چهار شنبه 20 مهر بچه خواهرم به دنیا اومد برای  ششمین بار خاله می شم . یه پسر تپل مپل که هنوز ندیدمش و معلوم نیست کی ببینمش  مهم نیست  . من به ندیدن عزیزانم  عادت دارم  . دیروز عروسی دختر خاله ام بود  . عروسی او هم  نرفتم  مهم نیست من به عروسی نرفتن هم عادت دارم .   مامان بابا رفتن  مثل  همیشه  و من دوباره تنها شدم . مهم نیست من به تنهایی هم عادت دارم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط فاطمه  | 

سلام  گفته بودم در مورد موسسه نور و معرفت بیشتر توضیح می دم. امروزهم می خوام همین کار رو بکنم .  این موسسه در کرج قرار دارد و موسس ان شیخ حسن کرد میهن است  هدف این موسسه جذب جوانها و اغلب نوجوان ها به دین است  که با فرایندی بسیار زیبا و جالب صورت می گیرد . جناب اقای کرد میهن و همسرشون خیلی برای این موسسه زحمت کشیدن . به نظر من باید مجسمه اونها رو ساخت  چون کاری که اونها انجام میدن واقعا   بی نظیره . این موسسه یک سری بچه ها رو جذب می کنه و پس از مدتی که اونها به هییئت ها ی موسسه می یان و با طعم واقعی دین اشنا می شن به کلی تغییر کرده  و حتی می تونم بگم تبدیل به فرشته می شن . کسانی که توی موسسه به هر نحوی زحمت میکشند از هیچ کس توقع پاداش ندارن جز از خدا و فقط برای خدا کار می کنن . اونها ادم هایی هستند که دنیا براشون هیچ ارزشی نداره  مثل بقیه ادم ها به خاطر به دست اوردن پول زندگی نمی کنند. اونها با همه فرق دارند قلبشون پاکه  چشمشون پاکه  دلشون صافه  نه دروغ میگن نه غیبت میکنن  فقط محبت میکنن  خلاصه هرچقدر از اونها بگم کم گفتم .                                         گر بریزی بحر را در کوزه ای      چند گنجد قسمت چند روزه ای

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 8:38 بعد از ظهر  توسط فاطمه  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز وقت نوشتن نداشتم اما امروز در مورد وبلاگم بیشتر توضیح میدم  من این وبلاگ رو به علت علاقه زیادی که به بچه های موسسه نور و معرفت دارم راه اندازی کردم . تا این موسسه بی نظیر رو یه کمی بیشتر به جوونا بشناسونم. در اینده بیشتر توضیح می دم.    
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط فاطمه  | 

دختران نور و معرفت

 

سلام

این وبلاگ در تاریخ ۲۷/۰۶/۱۳۹۰ افتتاح شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط فاطمه  |